×

اطلاعات "Enter"فشار دادن

  • تاریخ انتشار : 1401/03/14 - 08:37
  • بازدید : 85
  • تعداد بازدید : 84
  • زمان مطالعه : 8 دقیقه

به یقین بی نام خمینی، انقلاب اسلامی ایران در هیچ کجای دنیا شناخته شده نیست.*

.

به یقین بی نام خمینی، انقلاب اسلامی ایران در هیچ کجای دنیا شناخته شده نیست.*

امام

در سال ۱۳۴۳ وقتی از امام سئوال کردند با کدام نیرو می‌خواهی با شاه بجنگی و طرفداران تو چه کسانی هستند؟ ایشان فرموده بودند: «طرفداران من در گهواره ها هستند».

به گزارش مفدا بهشتی– چند روزی بود که امام در بیمارستان بستری بود. همه مردم نگران بودند، شاید راهی باشد که امام شفا یابد، مردم همه عاشق امام بودند. عده ای در مساجد و حسینه ها به دعا متوسل شده و عده ی کثیری هم جلو بیمارستان جماران تجمع کرده و داوطلب اهدای خون و حتی اعضاء خود بودند. 

مردمی که از حکومت ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی مدام در رنج و عذاب بودند و پادشاهان نالایق امپراتوری ایران را به کشور تبدیل کرده بودند و به هر بهانه ای به کشتن مردم کشورشان پرداخته بودند. آیت الله خمینی را بت شکنی دیدند شجاع؛ لذا پس از آنکه از تبعید برگشت به او لقب امام دادند گرچه ایشان راضی نبود و می گفت من خدمتگذار ملت هستم.

پس از هشت سال دفاع مقدس امام خمینی(ره) در 27 تیر 67  قطعنامه 598 شورای امنیت را پذیرفتند و فرمودند:«اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً قبول این مسئله برای من، از زهر کشنده‌تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم. در شرایط کنونی، آنچه موجب این امر شد، تکلیف الهی ام بود.»

«قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسئولین آن روز امور اقتصادی کشورْ مقابل روی او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمی‌کشد و نمی‌تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت.»۱

حاج عیسی (خادم امام خمینی (ره)) می‌گفت که امام تا دو روز بعد از پذیرش قطعنامه چیزی نخوردند و وقتی بعد از دو روز وارد اتاق شدم امام من را در بغل گرفت و یک ساعت گریه کرد. 

و اما ۱۱ ماه بعد از  قبول قطعنامه 

روز دوم خرداد ماه سال ۱۳۶۸، امام را به اتاق عمل می‌برند تا جراحی انجام شود؛ یک جراحی دو ساعته که همه اعضای خانواده و برخی مسئولان از طریق دوربین مدار بسته شاهد انجام آن بودند. 

دکتر باطنی می‌گوید: «به گواه همه پزشکان، ایشان از بهترین بیمارانی بود که این تیم پزشکی، در طول عمر حرفه‌ای خود معالجه کرد؛ چرا که حضرت امام خمینی به طور دقیق به حرف‌های پزشکان گوش می‌دادند و پزشکان [در امر طبابت]برای ایشان حکم مجتهد را داشتند و به اجرای دستورهای آن‌ها مقید بودند. در برخورد با تیم پزشکی، مهربان بود؛ همه را «آقای دکتر» صدا می‌کرد تا عدالت برقرار باشد.»

 

امام اعمال عبادی خود را ترک نکرد. او حتی حاضر نشد که از مستحبات پیش از اقامه نماز خود کم کند؛ قبل از ورود به وقت نماز، با دقتی مثال‌زدنی وضو می‌گرفت، محاسن خودش را شانه می‌زد و لباس‌ها و ملافه‌ها را بازدید می‌کرد که مبادا روی آن‌ها لکه‌ای باشد؛ او حتی در روزهای پایانی عمر هم به نظافت و طهارت، اهمیت فراوانی می‌داد. قرائت روزانه یک جزء از قرآن کریم را طبق روال انجام می‌داد. او حتی تا دقایق آخر نیز وقت تلف شده نداشت؛ این را همه کسانی که او را می‌شناختند، گواهی می‌دهند. 

«من به خال لبت، ای دوست! گرفتار شدم                   چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم                       همچو منصور خریدار سر دار شدم»۲

 بعد از آن‌که از اتاق عمل بیرون آمد و با مسئولانی روبه‌رو شد که با نگرانی به وی چشم دوخته بودند، اولین کلامی که به زبان آورد، پرسیدن از اوضاع و احوال مردم و جریان اداره کشور بود.

«وصیت این جانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است که علاوه بر آنکه شماها و کارمندان وزارتخانه‏ ها بودجه ‏ای که از آن ارتزاق می ‏کنید مال ملت و باید همه خدمتگزار ملت و خصوصاً مستضعفان باشید و ایجاد زحمت برای مردم و مخالف وظیفه عمل کردن حرام و خدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی می‏شود، همه شما به پشتیبانی ملت احتیاج دارید. با پشتیبانی مردم خصوصاً طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد و دست ستمشاهی از کشور و ذخائر آن کوتاه گردید. 

 اگر روزی از پشتیبانی آنان محروم شوید شماها کنار گذاشته می‏ شوید و همچون رژیم شاهنشاهی ستمکار به جای شما ستم‏ پیشگان پست ها را اشغال می‏ نمایند. بنابر این حقیقت ملموس، باید کوشش در جلب نظر ملت بنمایید و از رفتار غیر اسلامی- انسانی احتراز نمایید.»۳

 

هشتم خرداد فرا رسید. همه فکر می‌کردند که حال امام رو به بهبودی است اما ناگهان همه چیز تغییر کرد. حال امام به وخامت گرایید.

 

گفته بود همسرش را خبر کنند تا دیدار تازه شود. خانم خدیجه ثقفی به بیمارستان آمد تا امام را ببیند. وقتی با خانمشان رودررو شدند. با حالتی خاص به خانمشان گفتند: خداحافظ شما! 

همسر امام پس از ملاقات با ایشان در حال بازگشت به خانه بودند که امام دوباره بلند گفتند: خانم! خداحافظ شما!

وقتی شب به نیمه رسید، افت فشار خون آغاز شد. امام ضعف داشت، اما هنوز هم هوشیار بود. نماز مغرب و عشا را هم به صورت خوابیده اقامه کرد و بعد، برای مدتی بیهوش شد. ساعت ۲۲ و ۲۰ دقیقه روز ۱۳ خردادماه سال ۱۳۶۸ بود که قلب تپنده خمینی عزیز از کار افتاد.

بدین ترتیب نظام ده ساله جمهوری اسلامی، اصلی‌ترین تکیه‌گاه و کانون وحدت خود را از دست داد. 

در این شرایط کشور مردم و مسئولین در آستانه آزمون سختی قرار گرفتند که بقای نظام را با چالش جدی مواجه می‌کرد.

 «رادیو امریکا» با شادی غیرقابل وصفی عنوان کرد: «مرگ آیت‌الله خمینی قطعا به بی‌ثباتی عظیمی در ایران منجر خواهد شد و برخی پیش‌بینی می‌کنند که این وضع، احتمالا شعله یک جنگ داخلی را در ایران خواهد افروخت.»

مردم همیشه در صحنه در روستاها نان پخته بودند و با کامیون ها به تهران آورده بودند از آقایی که به مردم نان و تخم مرغ پخته می داد پرسیدم «آیا پول می خواهد» گفت: «رایگان است.» گفتم: «چرا؟» گفت:«ما شنیدیم بعداز رحلت امام در تهران قحطی می آید. خدا شاهده که دو شبانه روز است نخوابیدیم همه روستا نان پختیم و آوردیم تا خدایی نکرده پایتخت سقوط نکند.» بعد کامیون پر از نان و پنیر و خرما و... هرچه دل های با صفایشان داشتند برای این انقلاب در طبق اخلاص گذاشته بودند را نشانم داد.

«خبرگان رهبری پس از رحلت امام(ره) اقدام سریع و مفیدی انجام داد که برای خارجی‌ها اعجاب‌آور بود؛ یعنی هم‌زمان با برگزاری مراسم بزرگداشت و تجلیل از امام، رهبر انقلاب انتخاب شد تا خللی پیدا نیاید که موجب سوءاستفاده‌ دشمنان شود. همه‌ اعضای خبرگان رهبری، از تیزهوشی آقای خامنه‌ای آگاه بودند، هم‌چنین بینش سیاسی ایشان بر همه روشن بود.»

پس از انتشار خبر رحلت امام، مردم از سراسر کشور برای وداع با امام (ره) به تهران آمدند. 

در ۱۵ خرداد پیکر امام (ره) به مصلای تهران منتقل شد تا مردم بتوانند با رهبر فقید انقلاب اسلامی وداع کنند مردم روی سنگ ها شمع روشن کرده بودند خودم دیدم دسته دسته جوانان بودند که بر سرو صورت می زدند و شیون و ناله سر می دادند و بیهوش یا فوت کرده همانند برگ خزان بر زمین می افتادند و آمبولانس ها در رفت و آمد.

و تاریخ ثبت کرد رشادت ها و از جان گذشتگی این ملت را.

آن روزها همه کشور عزادار مردی بود که در وصیت نامه اش نوشته بود «اگر این‌ جمهوری‌ اسلامی‌ شکست‌ بخورد، به‌ جای‌ آن‌ یک‌ رژیم‌ اسلامی‌ دلخواه بقیة‌الله ـ روحی‌ فداه‌ ـ یا مطیع‌ امر شما آقایان‌ تحقق‌ نخواهد پیدا کرد، بلکه‌ یک‌ رژیم‌ دلخواه‌ یکی‌ از دو قطب‌ قدرت‌ به‌ حکومت‌ می‌رسد و محرومان‌ جهان‌، که‌ به‌ اسلام‌ و حکومت‌ اسلامی‌ رو ] ی‌ [ آورده‌ و دل‌ باخته‌اند، مأیوس‌ می‌شوند و اسلام‌ برای‌ همیشه‌ منزوی‌ خواهد شد؛ و شماها روزی‌ از کردار خود پشیمان‌ می‌شوید که‌ کار گذشته‌ و دیگر پشیمانی‌ سودی‌ ندارد و شما آقایان‌ اگر توقع‌ دارید که‌ در یک‌ شب‌ همة‌ امور بر طبق‌ اسلام‌ و احکام‌ خداوند تعالی‌ متحول‌ شود یک‌ اشتباه‌ است‌ و در تمام‌ طول‌ تاریخ‌ بشر چنین‌ معجزه‌ای‌ روی‌ نداده‌ است‌ و نخواهد داد. 

 آن‌ روزی‌ که‌ ان‌شاءالله تعالی‌ مصلح‌ کل‌ ظهور نماید، گمان‌ نکنید که‌ یک‌ معجزه‌ شود و یکروزه‌ عالم‌ اصلاح‌ شود؛ بلکه‌ با کوششها و فداکاریها ستمکاران‌ سرکوب‌ و منزوی‌ می‌شوند. و اگر نظر شماها مثل‌ نظر بعض‌ عامیهای‌ منحرف‌، آن‌ است‌ که‌ برای‌ ظهور آن‌ بزرگوار باید کوشش‌ در تحقق‌ کفر و ظلم‌ کرد تا عالم‌ را ظلم‌ فراگیرد و مقدمات‌ ظهور فراهم‌ شود، فانّا لله و انّا الیه‌ راجعون‌»

«در همین انگیزه به وزرای کشور در طول تاریخ آینده توصیه می‌کنم که در انتخاب استاندارها دقت کنند اشخاص لایق، متدین، متعهد، عاقل و سازگار با مردم انتخاب نمایند، تا آرامش در کشور هرچه بیشتر حکمفرما باشد.»4

سالروز ارتحال امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی تسلیت باد.

پی نوشت ها:

*) رهبر انقلاب

 ۱) قطعنامه ۵۹۸ به روایت رهبر انقلاب

۲) ابیاتی از امام خمینی

۳) صحیفه امام، ج‏21،ص:426

4) بخشی از وصیت نامه امام خمینی(ره)

 

انتهای خبر

  • گروه خبری : امور دانشجویی
  • کد خبر : 120181
کلید واژه
متن استاتیک شماره 39 موجود نیست